شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 فروردین ماه سال 1389

منتقل شده ایم به اینجا:


http://raiiseghabile.blogspot.com/

دوشنبه 30 فروردین ماه سال 1389

وقتی کسی رو نداشته باشی تا باهاش درد و دل کنی و کوچیکترین مشکلاتتو به بزرگترین قلبت بگی، همون کوچیکترین ها خیلی راحت از پا درت می آرن.


دربست حریم شخصی کاربران ....

یکشنبه 8 آذر ماه سال 1388
جاده
Don't move yourselves ...

جاده باریک می شود ....
پنجشنبه 28 آبان ماه سال 1388
آدمک




آدمک، آخر دنیاست، بخند......


پ.ن. همین....

پ.پ.ن. کپی رایت: عکس از وبلاگ "خونه ی نیلوفر"

پ.پ.پ.ن. جهنم سرخ هم آپدیت شد.

یکشنبه 24 آبان ماه سال 1388
روزمره نویسی

حالم از نوشتن روزمرگی هام به هم می خوره.


چرا من نمی تونم مثه بچه ادم بنویسم؟ بذار یه بار سعی کنم.


امروز نزدیک بود تو خیابون انقلاب یه وانته منو پسر داییمو له کنه. چون داشت عقب عقب می اومد تو پیاده رو. بعد منم فحشو کشیدم به جونش. اونم جواب داد و می خواست با قفل فرمون بیوفته به جونم و منم دست به دامن چاقوم شدم و پسر داییم اومد کمکم. 


یه دفعه یه نفر منو کشید کنار و کلی نصیحت که این کارا درست نیست و یه حدیث از حضرت علی. ایشون (اون که داشت نصیحتم می کرد) قاضی بودند (!!!!!!!!)


همین جوری که این بنده خدا داشت نصیحتم می کرد یه دفه یه نفر با محاسن (امیدوارم متوجه منظورم شده باشید ) اومد جلو و مچ دستم رو گرفت و بی مقدمه پرسید: تو بودی اونجا سر و صدا می کردی؟


منو می گی، ...ام چسبید زیر گلوم. گفتم : بی پدر داشت لهم می کرد. دستمو ول کرد و  گفت : خب برو. بعد خودشم رفت. 


خدا رو شکر به خیر گذشت.


اینم عکس چاقوی خوشگل خودم در کنار مینی لیوان چاییم. (آخه بشکه چایی خوریم کثیف بود منم حال نداشتم برم بشورمش مجبور شدم 5-6 تا مینی لیوان نوش جان کنم.):



مثه اینکه شد..

   1      2      3      >>